وسطي‌. ممكن است او مؤلف كتابي در اسطرلاب باشد، ولي شهرتش مرهون آثار كيميايي است‌ كه به زبان عربي موجود است‌: كتاب‌الحكومه‌، كتاب‌الموازين‌، كتاب‌الرحمه‌، كتاب‌العطارد، كتاب‌التركيب و غيره‌. به موجب رساله‌هايي كه تا به حال ترجمه شده‌( به وسيلهٴ برتلو)،1 تعاليم‌ كيميايي او مبتني بر تشبه‌2 و اعتقاد به ارواح‌3 بوده است‌. ولي رساله‌هاي ديگر (كه هنوز ترجمهٴ آنها در دست نيست‌) او را با وضوح بيشتري معرفي مي‌كند. ما در آنها عقايد جالبي مي‌يابيم‌ دربارهٴ تحقيقات شيميايي‌؛ نظريه‌اي دربارهٴ تشكيل فلزات در زمين‌. نظريهٴ موسوم به فلزات‌ گوگردي و جيوه‌اي (فلزات ششگانه به علت تفاوت ميزان گوگرد و جيوه در آنها با هم تفاوت‌ كلي دارند)؛ تهيهٴ اجسام مختلف (از قبيل كربنات قليايي سرب‌4؛ زرنيخ‌5 و اثمد6 از سولفور آنها). جابر از كاربردهاي مختلف نيز صحبت مي‌كند، از قبيل تصفيهٴ فلزات‌7، تهيهٴ فولاد، رنگرزي‌8 پارچه و چرم‌، اندودهايي براي ناتراوا كردن‌9 پارچه و پوشاندن سطح خارجي آهن‌، استفاده از مغنيسا10 در شيشه‌سازي‌، استفاده از زاج آهن‌11 براي حكاكي روي طلا، تقطير سركه‌ براي به‌دست آوردن جوهر سركه‌12. او به كمك آزمايش‌هايي توزين‌ناپذيري‌13 نيروي مغناطيس را مشاهده كرد.
ممكن است برخي موضوعات مذكور در آثار لاتيني‌، كه به گِبِر منسوب است و متعلق به‌ سدهٴ دوازدهم و بعد از آن است‌، در اصل از جابر باشد. تا وقتي كه همهٴ آثار عربي منسوب به‌ جابر به درستي منتشر نشود و مورد بحث قرار نگيرد، رسيدن به هر نتيجهٴ مشخصي غيرممكن‌ خواهد بود. تنها در آن هنگام است كه خواهيم توانست ميزان واقعي سهم وي را تعيين كنيم‌. با اين همه‌، بر مبناي سست معلومات فعلي ما هم‌، جابر به عنوان شخصيتي بسيار بزرگ‌، يعني‌ يكي از بزرگ‌ترين شخصيتهاي قرون وسطي‌، جلوه مي‌كند.14


Berthelot .1
anthropomorphism .2
animism .3
basic lead carbonate .4
arsenic .5
antimony .6
refinement of metals.7 = قال كردن
dyeing .8
water-proof .9
manganese dioxide .10
iron pyrites .11
acetic acid .12
imponderability .13
14. پاول كراس‌، خاورشناس آلماني‌، با بررسي آثار چاپ‌شدهٴ جابر و برخي از نسخه‌هاي خطي آثار ديگرش به اين نظريه رهنمون شد كه اين آثار را يك نفر ننوشته‌، بلكه تأليف گروهي‌، احتمالاً از اخوان‌الصفا بوده است‌؛ و اصطلاحات تخصصي كه در آنها به كار رفته‌، نشانهٴ آشنايي نويسندگانش با ترجمه‌هاي حنين‌ بن اسحاق (درگذشتهٴ 260 - 873) است‌. به نظر كراس‌، اين مجموعه زودتر از سدهٴ چهارم هجري (دهم ميلادي‌) به نگارش درنيامده است‌. - و.